بشارت غدیر
از واقعه ای تو را خبر خواهم کرد... 
قالب وبلاگ

323

از مدینه تا مکه

 

25 ذی القعده سال دهم هجرت...

مدینه شور و شوق بی سابقه ای را تجربه می کند ، جز بیماران تقریبا همگی مردم بار سفر را بسته اند و آماده عزیمت به سوی مکه هستند.

پیامبرصلی الله علیه و اله و سلم غسل کردند، دو لباس احرام همراه برداشتند و از مدینه خارج شدند. فاطمه زهرا سلام الله علیها ، امام حسن علیه السلام  ، امام حسین علیه السلام ، سایر فرزندان آن حضرت و نیز همسران پیامبر همگی سوار بر هودج های شتران همراه پیامبرصلی الله علیه و اله و سلم هستند.

کاروان حج اسلام با جلال و عظمتي بي نظير به راه افتاد.

در بین راه مدینه تا مکه ،لحظه به لحظه به جمعیت کاروان افزوده می شد.120هزار نفر،لبیک گویان پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم را همراهی می کردندکه تنها هفتاد هزار نفرآنها از مردم مدینه بودند.

کاروان در «مسجد شجره»  که در نزدیکی مدینه است- محرم شد و راه خود رابه سمت مکه در پیش گرفت. لحظات وصال نزدیک بود....

کاروان ، بعد از ده روز طی مسافت، در روز سه شنبه پنجم ذی الحجه وارد شهر «مکه» شد.


ادامه مطلب
[ جمعه 27 شهریور 1394  ] [ 08:24 ب.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 1 ]

به ‏سوى مدینه:
بشارت غدیر

مناسك حج به پایان رسید و پیامبر خدا و همراهان شان به قصد مراجعت به شهر و دیار خود مكه را ترك نمودند. آفتاب حجاز آتش بر كوه‏ ها و دره‏ ها مى‏ پاشید، اما شیرینى این سفر روحانى بى‏ نظیر، همه‏ چیز را آسان مى‏ كرد. هر كس در این فكر كه خداوند توفیق و افتخارى بزرگ و شاید دست‏ نیافتنى به وى عطا نموده است، اما پیامبر خداصلى الله علیه وآله وسلم را اندیشه ‏اى سخت مى ‏آزرد. خداوند وى را فرمانى داده بود كه اجراى آن مسئولیتى بس عظیم و سترگ بود و اینك كه قصد اجراى این دستور الهى را داشت، بسیار نگران بود؛ زیرا مى‏ دانست كه بسیارى از مردم و خصوصاً قریش در مقابل این مأموریت الهى خواهند ایستاد و اگر امروز به مخالفت علنى با آن برنخیزند در آینده نزدیك مخالفت خود را آشكار مى ‏كنند. این مأموریت بزرگ، چیزى جز معرفى جانشین و خلیفه پس از پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم، یعنى على‏ علیه السلام نبود.

جابربن عبداللّه انصارى گوید{7}: زمانى كه پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم به انتصاب على‏ علیه السلام براى جانشینى پس از خود فرمان یافت، از آن بیم داشت كه قومش و منافقان و مخالفان این امر، پراكنده شده و به جاهلیت بازگردند؛ زیرا حضرت از كینه و دشمنى آنها نسبت به على ‏علیه السلام باخبر بود. از این رو از جبرئیل خواست تا حفظ و صیانتش را از پروردگار طلب نماید.

جابر در ادامه گوید: پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم پیوسته منتظر بود تا در سرزمین منى به مسجد خیف رسید. جبرئیل بار دیگر به نزد حضرت آمده و همان فرمان را ابلاغ نمود؛ اما حكم امان را با خود نیاورده بود. پس از آن جبرئیل دوباره فرود آمد و براى بار دیگر فرمان را ابلاغ نمود، بدون آن كه حكم صیانت را با خود بیاورد تا اینكه به جحفه رسیدند. جحفه مكانى است بین مكه و مدینه{8} در حقیقت چهار راهى است كه مردم سرزمین حجاز را از هم جدا مى ‏كند. راهى به سوى مدینه در شمال راهى به سوى عراق در شرق و راهى به سوى غرب و سرزمین مصر و راهى به سوى سرزمین یمن در جنوب پیش مى ‏رود. نام قدیم آن مَهْیَعه بوده كه بعدها به جُحفه تغییرنام داده؛ زیرا سیل‏ هاى مخرّب كه مى ‏آمده مردم آن دیار را كوچ مى ‏داده است.{9}
بین این منطقه با غدیر خم دو میل فاصله مى ‏باشد{10}
غدیر خم در امروز حدود 164 كیلومتر از شمال مكه دور است و حدود 450 كیلومتر از طرف جنوب مدینه منوره فاصله دارد{11}


ادامه مطلب
[ سه شنبه 21 آبان 1392  ] [ 12:24 ق.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 1 ]

به سوى مكه و در مكه:
در دهمین سال هجرت، پیامبر خداصلى الله علیه وآله وسلم به امر خدا قصد زیارت خانه خدا نمودند، حضرت دستور دادند كه در میان قبایل اعلام كنند كه رسول خدا عازم حج است.
غدیر
خبر به سرعت میان مسلمانان مدینه و خارج از آن پیچید كه پیامبر به فرمان الهى براى انجام مراسم حج، مدینه را ترك خواهند نمود، هر كس مى‏ خواهد از فیض معنوى همراهى با رسول اللّه ‏صلى الله علیه وآله وسلم در این سفر بهره ‏مند شود، خود را سریع‏تر به كاروان حاجیان و زائران بیت ‏اللّه الحرام برساند. مسلمانان دسته‏ دسته از گوشه و كنار و شهرهاى دور و نزدیك خود را به مكه مى‏ رساندند تا در كنار پیامبر مناسك و اعمال حج را بیاموزند تا آن سال و حتى پس از فتح مكه كه سه سال قبل صورت گرفته بود، چنین فرصتى براى حضرت دست نیامده بود. لذا این تنها حجّى بود كه پیامبر بعد از مهاجرت به مدینه انجام مى ‏دادند كه به نام‏ هاى متعدد از قبیل حجة الوداع، حجة الاسلام، حجة البلاغ، حجة الكمال و حجة التمام {1} در تاریخ ثبت شده است.

پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم پنج روز مانده از ماه ذى القعده پیشاپیش مردم، در حالى كه تمام زنان و اهل حرم خود را نیز همراه داشتند، از مدینه خارج شدند، مهاجران و انصار و گروهى از قبایل عرب و جمع انبوهى از مردم در این سفر حضرت را همراهى مى‏ كردند{2}
به گزارش مورخان، در آن زمان گروهى از ساكنان مدینه به سبب ابتلا به بیمارى نتوانستند با حضرت همراه شوند؛ اما با این وجود جمعیتى بین 90 تا 120 هزار نفر در این سفر شركت داشتند{3}. البته به این تعداد كسانى كه در مكه بودند و گروهى كه با امام على‏ علیه السلام از یمن آمدند اضافه مى‏ شود{4}
مسافت میان مكه‏ و مدینه، بنا به‏آنچه مورخان ثبت‏ كرده ‏اند به‏ مدت‏ ده روزسواره طى‏ طریق مى ‏شود{5}
پس از ورود به مكه، پیامبر خداصلى الله علیه وآله وسلم بدون درنگ به قصد زیارت خانه كعبه تكبیر گویان وارد مسجد الحرام شدند. مكه، یك بار دیگر دردانه گم‏ گشته و از دست رفته ‏اش را در دامان خود بازیافت. پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در چند روزه ایام حج و در میان جمع عظیم مسلمانان، یك به یك احكام الهى حج را براى آنان بازگو مى‏ فرمود.

پس از ورود حاجیان از سراسر بلاد به مكه، در روز هشتم، مردم در معیت پیامبر خدا یكى از باشكوه ‏ترین مراسم را به‏ جا گزاردند.

در این مدت پیامبر خدا براى مردم سخن راندند و آنان را آگاه گردانیدند كه امسال آخرین سالى است كه در میان آنان هستند. حضرت آنان را به قرآن و عترت سفارش نمودند تا با چنگ زدن به این دو گمراه نشوند. نوشته ‏اند كه پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم در روز عرفه و به روایتى روز عید، خطبه ‏اى را در جمع مسلمانان ایراد نمودند كه در آن همگان را به تقوا، تعهد به ارزش‏ هاى اخلاقى و مراعات حقوق یكدیگر سفارش نمودند{6}


ادامه
[ یک شنبه 19 آبان 1392  ] [ 05:31 ب.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 1 ]
 
از مدینه تا غدیر  بخش اول            
 
 رای مشاهده این موضوع با ساختاری زیباتر در قالب فایل های PDF، Flash و Doc بر روی گزینه های زیر كلیك نمایید.
لطفاً در نظر داشته باشید، ممكن است بعد از كلیك بر روی گزینه های زیر صفحه با كمی تاخیر باز شود.
 
                                        
 
 
در نظر خردمندان ارج و ارزش هر چیز به نتیجه و ثمره ‏اى است كه از آن به جا مى‏ ماند؛ لذا در گستره پهناور تاریخ و مسائل آن، مهم ‏ترین مطالبى كه با توجه به ثمره‏ اش، داراى موقعیت ویژه ‏اى مى ‏باشد، قسمت‏ هایى است كه پیدایش ادیان را نشان داده و مذاهب بر آن بنا شده و سرچشمه عقاید ملّت‏ ها و جمعیت ‏ها قرار گرفته؛ لذا این بخش تاریخ كه مبدأ مقدسات ملت‏ هاست، به ابدیت راه پیدا كرده و هرگز تاریخ جهان آن را فراموش نمى ‏كند.

به این علت است كه دانشمندان بزرگ و امین تاریخ، در ثبت و ضبط و صحیح نگاشتن آغاز مذاهب تلاش و كوشش بسیار نموده ‏اند.
واقعه غدیر از با اهمّیت ‏ترین موضوعات تاریخ اسلام بوده؛ چراكه بسیارى از دلایل محكم دیگر بر این واقعه پایه ‏گذارى شده است.

درست است كه سال‏ ها از واقعه غدیر گذشته اما حقیقت غدیر از وجوه مختلف براى مسلمانان مطرح مى‏ باشد، خاصه از نظر عقیده دینى؛ چراكه حقیقت غدیر براى هر مسلمانى كه بر پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم ایمان دارد و مى‏ خواهد از گفته ها و دستورات ایشان پیروى كند و سنت حضرت را عملى سازد تا دامنه رستاخیز مطرح بوده و جزء حقایقى است كه همواره با خورشید طلوع مى‏ كند و در متن لحظه ‏ها تكرار مى‏ شود. لذا مورخان، محدثان، مفسران به بیان این واقعه پرداخته‏ اند و آن را با مدارك و سندهاى فراوانى در كتاب‏ هاى خود آورده ‏اند و اینك مرور مى‏ كنیم آنچه كه از این واقعه براى ما نقل شده است.

منبع : سایت خطابه غدیر


ادامه مطلب
[ جمعه 17 آبان 1392  ] [ 01:07 ق.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 1 ]

تلاش منافقان برای جدا شدن از کاروان و غیبت در روز غدیر

غدیر هنگامى كه زمان استراحت در «قُديد» به پايان رسيد و كاروان آماده حركت شد منافقين با نزديك شدن به غدير سعى كردند نقشه‏هاى خود را عملى كنند. به همين سبب نزد پیامبر صلی الله عليه و آله آمدند و اجازه خواستند كه از كاروان جدا شده و از شركت در مراسم غدير معاف شوند تا زودتر به خانه‏هايشان برسند!! 
آن‌ها مى‏خواستند در غدير نباشند تا بتوانند نقشه‏هاى بعدى خود را طبق برنامه انجام دهند. 
پیامبر صلی الله عليه و آله با شنيدن اين گفتار ناراحت شده فرمود: «چه شده كه از پيامبرتان گريزانيد به حدّى كه اگر سمتى از درختى به سوى من باشد شما همان سويش را مبغوض‏تر مى‏داريد؟!».
در اين‌جا همگى شرمنده شدند و برگشتند، و اين‌چنين يكى از توطئه‏هاى منافقين توسط پیامبر صلی الله عليه و آله نافرجام ماند. 

منبع سایت غدیریه 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 مهر 1392  ] [ 11:50 ب.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 3 ]

نزول در قدید و دعای پیامبر ص برای تثبیت حب امیرالمومنین ع در قلوب مومنین
قدید
امروز كاروان عظيم حجاج به وادى قُديد رسيد كه تا غدير حدود يك روز فاصله داشت. آبادى قديد در ابتدای وادى قرار داشت و غدير خم در انتهاى همين وادى بود. با ورود به «قديد» كاروان توقف كرد و مردم براى استراحت پياده‌شدند. 
با فرارسيدن هنگام نماز، همگى نماز جماعت را به امامت رسول اللَّه ‏صلى الله عليه و آله خواندند. حضرت بعد از نماز صداى خود را بلند كرد و طورى كه همه بشنوند فرمود: «خدايا به على محبت در سينه مؤمنين و هيبت و عظمت در سينه منافقين عنايت فرما». 
آن‌گاه على‏عليه السلام را فراخواند و در حضور مردم فرمود: «يا على، دست‏هاى خويش را به سوى آسمان بلند كرده و دعا كن تا من آمين بگويم. يا على بگو: خدايا، براى من نزد خود عهد و پيمانى قرار ده، و براى من در پيشگاه خود دوستى و مودت قرار ده، و براى من در قلب مؤمنين محبتى قرار ده».
اميرالمؤمنين‏ عليه السلام دعاى حضرت را تكرار كرد و ايشان آمين گفت. 
سپس پیامبر صلی الله عليه و آله فرمود: «يا على، هر دعايى براى خود دوست دارى بنما تا آمين بگويم». 
اميرالمؤمنين‏ عليه السلام هم سه بار اين دعا را تكرار كرد: «خدايا مودّت و محبت مرا تا روز قيامت در قلوب مردان و زنان مؤمن پايدار و ثابت فرما». و پیامبر صلی الله عليه و آله آمين گفت. 

بعد از اين دعا آيات 96 و 97 سوره مباركه مريم بر پیامبر صلی الله عليه و آله نازل شد. 
اين دعاها در مقابل مسلمانان موقعيتى عظيم و شگفت آور براى اميرالمؤمنين‏ عليه السلام پديد آورد، لذا منافقين آرام ننشستند و سخنانى گفتند كه قلب پیامبر صلی الله عليه و آله را آزرد، ولى خداوند با نزول آيات 24- 12 سوره مباركه هود پيامبرش را دلگرم ساخت.*
* بحار الانوار: ج 9 ص 104، ج 35 ص 358 - 353. عوالم العلوم: ج 3 / 15 ص 51 - 31.

منبع : غدیریه 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 مهر 1392  ] [ 11:45 ب.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 1 ]
نزول وعده الهی بر حفظ پیامبر( ص) در مدت ابلاغ ولایت 
قافله غدیر
 
 

 امروز قافله حجاج به قافله‌سالارى اشرف انبياء به «عُسفان» رسيدند. جبرئيل - كه قبلاً بارها دستور ابلاغ وصايت و ولايت را آورده‌بود -  در آن‌جا بر پیامبر صلی الله عليه و آله نازل شد و اولين نشانه‏هاى حفظ الهى براى مسئله جانشينى را در آيات 95  - 92 سوره حجر آورد: 
«فَوَرَبّكَ لَنَسألنَّهُم أجمَعين، عَمّا كانوا يَعْمَلون، فاصدَع بِما تُؤمر و أعرض عَنِ المُشرِكين، اِنّا كَفَيناكَ المُسْتهزِئين» 
«قسم به پروردگارت از همه آنان درباره آن‌چه انجام مى‏دهند سؤال خواهيم‌كرد. پس آن‌چه به تو امر شده ابلاغ كن و از مشركين اعراض نما. ما تو را از شرّ مسخره‌كنندگان حفظ مى‏كنيم». 
با نازل شدن اين آيات، حضرت دستور حركت داد و سرعت كاروان را بيشتر نمود تا هر چه زودتر به «غدير خم» برسند و به‌طور رسمى ولايت اميرالمؤمنين على بن ابى‏طالب‏عليهما السلام را اعلان كند.* 
 * بحارالانوار: ج 28 ص 98. عوالم العلوم: ج 15 / 3  ص 143  - 142، 177، 299.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 مهر 1392  ] [ 09:05 ب.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 4 ]

تسلیم نشانه‌های پیامبران به امیرالمومنین به دستور خداوند متعال    

همچنين در اين روز بار ديگر جبرئيل نازل شد و از طرف خداوند براى پیامبر صلی الله عليه و آله دستور آورد كه علم و ميراث علوم انبياى قبل و اسلحه و تابوت (صندوق) و آن‌چه از نشانه‏هاى پيامبران نزد توست را به وصى و خليفه بعد از خود تسليم نما. 

جبرئیل

پيامبر صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين‏ عليه السلام را فراخواند و در جلسه‏اى خصوصى ودايع الهى مانند اسم اعظم و علم و حكمت و كتب انبياء و ساير يادگارهاى آنان را به ايشان سپرد و گفته‏هاى جبرئيل را به آن حضرت ابلاغ فرمود.

اين ودايع بعد از اميرالمؤمنين‏ عليه السلام به امامان ديگر سپرده شد تا امروز كه نزد امام زمان بقية اللَّه الاعظم‏ عليه السلام است.*

*  بحار الانوار: ج 28 ص 96. عوالم العلوم: ج 3 / 15 ص 176.

منبع : سایت غدیریه 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 28 مهر 1392  ] [ 06:50 ب.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 2 ]

ماجراى مهم ديگرى كه در اين روز اتفاق افتاد توطئه ديگر منافقين و امضاى صحيفه ملعونه* بود. عايشه و حفصه دو همسر پيامبر صلى الله عليه و آله كه از تصميم حضرت مبنى بر معرفى اميرالمؤمنين‏ عليه السلام به عنوان جانشين خود در مراسمى بزرگ آگاه شده‌بودند به پدرانشان خبر دادند. آنان نيز سراغ منافقين فرستادند و با هم جلسه تشكيل دادند.  
 


ادامه مطلب
[ یک شنبه 28 مهر 1392  ] [ 06:40 ب.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 0 ]

 امروز آخرين روزى بود كه آخرين پيامبر الهى در مكه معظّمه حضور داشت و سحرگاه فردا همه بايد از مكه خارج مى‏شدند و به سمت غدير خم حركت مى‏كردند.

امیر المومنین

امروز وقايع زيادى را در خود گنجاند. ابتدا جبرئيل نازل شد و لقب «اميرالمؤمنين» را به‌عنوان لقب اختصاصى براى على بن ابى‏طالب‏عليهما السلام آورد و خود او نيز با همين لقب سلام كرده، عرض كرد: «السلام عليك يا أميرالمؤمنين».

اميرالمؤمنين ‏عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد: «يا رسول اللَّه، صدا را مى‏شنوم ولى كسى را نمى‏بينم!»

حضرت پاسخ داد: «اين جبرئيل است كه از سوى خداوند تحقق آن‌چه به من وعده داده را آورده‌است».

به‌دنبال آن، پيامبر صلى الله عليه و آله به بزرگان اصحاب دستور داد تا نزد على‏عليه السلام روند و به ايشان «السلام عليك يا أميرالمؤمنين» بگويند. بزرگان اصحاب آمدند و همان‌گونه سلام كردند. فقط عمر و ابوبكر به عنوان اعتراض به پیامبر صلی الله عليه و آله گفتند: آيا اين حقى از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناك شده، فرمود: «حقى از طرف خدا و رسولش است، خداوند اين دستور را به من داده‌است». *

 * بحار الانوار: ج 37 ص 111. مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 224. كتاب سليم: ص 730.

منبع : سایت غدیریه


ادامه مطلب
[ یک شنبه 28 مهر 1392  ] [ 12:15 ق.ظ ] [ احمد یوسفی ] [ نظرات 2 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

غدیر زنگ بیدار باشی بود که با آن همه ی خفتگان را آوای ولاء دادند. ولی عده ای مصداق صم ٌبکم ٌ قرآن قرارگرفتند وبا تمرد به خواب زمستانی شان مهر تائید زدند . به فرموده ی پیامبر مهر و رحمت صل الله علیه و آله و سلم این آوای جرس تا قیامت باید نواخته شود شاید در هر زمان خفته ای با این ندا به پا خیزد ........ احمد یوسفی عضو باشگاه وبلاگ نویسان راسخون بلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 77247 نفر
كل نظرات : 100 عدد
كل مطالب : 64 عدد
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 فروردین 1395 
تاریخ ایجاد بلاگ :سه شنبه 23 مهر 1392 
امکانات وب